|
پینک فلوید,ماندگارترین گروه راک جهان
|
•آقای واترز اپرای شما حتی عاشقان و طرفداران تاریخ را هم مجذوب خواهد كرد، چرا كه فضای كلاسیك قرن نوزدهم را زنده می كند.روز اولی كه خودم را وادار كردم تا در مورد این اپرا بنویسم، انگار كه این اشعار در مورد نوع موسیقی همراه آن از من سئوال می كردند. داخل استودیو بودم، روبه روی یك پیانو و یك میكروفن. در تمام زندگی ام مجذوب آوای قرن نوزدهم بودم. من طرفدار همیشگی برلیوز، پروكوفیف (Prokofiev) و بتهوون هستم. اما ملودی های فولك، مارش های نظامی و گروه های كودكانه در ایده هایم تاثیرگذار بوده اند.
•كرهای شما برای بچه ها در تاریخ پاپ ماندگار شده اند. خیلی ها به «دیوار» فكر می كنند.
به نظرم همان روند «The Wall» و Wish you» «were Here را ادامه داده ام. بنابراین از رنگ های متفاوتی استفاده می كنم و سعی می كنم پاسخ هیجان انگیز متفاوتی از آن بگیرم. اما بخشی از همان مفهومی را كه در «دیوار» داشتم، اینجا هم پیدا می كنید. دلمشغولی های من در دوران كارم هنوز همان مسائل قبلی است.
•در كار جدید شما و در این اركستر خوانندگان اشعار و كرهای كلاسیك فقط در دو اپیزود حضور دارند. خصوصاً اسماعیل لو خواننده انقلابی بزرگ هم هست و یك گروه كر مذهبی. ریتم ها نیز خیلی سریع شروع می شوند.
من فكر نمی كنم كه بخش های این اپرا با آنچه كه به طور عمومی وجود دارد، چندان تفاوت داشته باشد. به نظرم همه چیز به همان شیوه خودش نوشته شده است و فقط خواننده ها شیوه ای دیگر دارند. من به دنبال آوازی كاملاً آفریقایی بودم و آن را جاری كردم.
•چرا رم را برای اولین اجرا در ۱۷ نوامبر انتخاب كردید؟
این رم است كه مرا انتخاب كرده. فلاویو سورینی (مدیر هنری مركز موسیقی رم) همیشه یكی از طرفداران كارهایم بوده است.
•اجرای كامل در كجا برگزار می شود.
شهر بن كه جذابیت های خودش را خواهد داشت. توجه داشته باشید كه برای اپرای رم چند قطعه را انتخاب كردم كه نمایانگر و نشانه خوبی از این اثر باشد و به واسطه اشعار اپرایی همراه می شود. این انتخاب ها باید نشان دهند كه در حال انجام چه كاری هستم و البته اینكه نشان بدهیم از چه ابزارهایی برای به صحنه آوردن Ca Ira استفاده كرده ایم.
•ماه قبل منتقدان كلاسیك «نیویورك تایمز» از اپرای جدید شما و قیاس آن با «دیوار» نوشته اند...
آن مطلب یك نقد نه چندان جدی در یك روزنامه جدی بود. به نظر می رسد كه آنها پیشینه (Background) مرا نقد می كنند. از مك كارتی مثال می آورند. اما مرا با او مقایسه نمی كنند. شاید این كنكاش ها راحت باشد، اما می بایست به یك هدف و نقطه مشخص برسد. اما بعداً می نویسند كه كار جدیدم در نیمه بحرانی زندگی ام است و به سختی آن را دنبال می كنم. آنها مرا نقد می كنند كه یك كار محافظه كارانه نوشته ام. اما من موسیقی كلاسیك مدرن غیرقابل تصوری را پیدا كرده ام. این یك بازی هوشمند است ولی من دوست ندارم بازی كنم.
•در اولین اجرا دویست مهمان ویژه حضور دارند. چه كسانی می آیند. آیا میك میسون هم دعوت شده است؟
همكاران، دوستان و چند هنرپیشه. بله، مسلماً میسون هم آنجا خواهد بود.
•شما در حال كار روی یك آلبوم راك هستید. در ادامه «Amused to Death».
به واقع كار روی دو آلبوم را شروع كرده ام. یكی از آنها سیاسی است و در ادامه Amused و دیگری هم عاشقانه است. به محض اینكه كار بر روی این اپرا تمام شد، دو آلبوم جدید هم بیرون خواهد آمد.
•رابطه شما با دوستان قدیمی در Live۸ چگونه بود؟
این بسیار مهم بود كه توانستم گلدوف را تحمل كنم. در آن كنسرت فرصت این را داشتم تا با دیوید گیلمور بعد از مدت ها صحبت كنم. طی چهار روز تمرین حرف زدیم. واقعاً متاسفم از آنچه كه قبلاً بین من و دیوید اتفاق افتاد. اما این ملاقات زیبا بود. می توانیم نقطه نظرات متفاوتی داشته باشیم، ولی هیچ احتیاجی نیست كه برای همكاری در یك موسیقی با یكدیگر موافق و همراه باشیم.
سئوال : الان در باره کارهای اولیه ات مانند Atom Heart Motherو Ummagumma چه نظری داری؟
جواب : به نظرم هردو وحشتناک هستند. حالا اجرای زنده Ummagumma بد نبود اما متاسفانه ضبط خوبی ندارد.
سئوال : آلبوم Dark Side of the Moon چطور؟ آیا اینکه بعد از 15 سال این آلبوم هنوز در فهرست پر فروشها قرار دارد یک رویای تحقق یافته است یا یک کابوس؟
جواب : چه فرقی میکند؟ در واقع هر دوی انهاست. اینکه دیگران برایت کار کنند و اینکه بتوانیم تعداد زیادی صفحه بفروشی خیلی خوب است، اما اینکه از ترس ناراحت شدن طرفدارانت، هیچ چیز تازه ای را تنوانی امتحان کنی، اصلا خوب نیست.
سئوال : چرا راجر واترز گروه را ترک کرد؟
جواب : او در راس گروه بود. راجر یک ترانه سرای بزرگ است اما در مقام موزیسین، آنقدرها بزرگ نیست. فکر میکنم من موزیسین بهتری هستم و آهنگهای بهتری مینویسم. اما راجر یک دفعه باورش شد که موزیسین بهتر هم خودش است.
سئوال : و میخواست تو و بقیه همچنان برایش کار کنید؟
جواب : در اصل از او اطاعت کنیم.
سئوال : نیک میسون گفته است که در آن دوره فقط دو راه داشتید- سکوت کامل یا جنگ – تو چه کار میکردی؟ پیش روانکاو می رفتی؟
جواب : گاهی در تمام راه بازگشت از استودیو، با وجود اینکه در اتوموبیل تنها بودم، عربده میکشیدم وبدو بیراه میگفتم. تقصیر راجر بود. او موسیقی مرا نمیخواست، ایده های مرا نمی خواست و به همین دلیل من گفتم بسیار خوب،اگر ایده های من به حساب نمی آیند لطفا اسم مرا از روی جلد آلبوم پاک کنید،اما در هر صورت من پولم را میخواهم.
سئوال : و او تو را به داشتن زندگی تجملی متهم کرد؟
جواب : مگر خودش نبود که یک خانه زیبا و مجلل در حومه شهر داشت و The Wall را هم آنجا نوشت؟ خانه اش با مرغوب ترین زمینی که در منطقه پیدا میشد محصور شده بود. اما مساله این است که میخواست نقش هنرمند زجرکشیده را بازی کند. آخر آدم میتواند چنین کسی را درک کند؟
سئوال : در آن زمان پینک فلوید یک گروه موسیقی بود یا یک عده آدمهای روانی که با هم در یک اتاق حبس شده بودند؟
جواب : آنجا فقط یک آدم روانی وجود داشت و سه آدم دیگر طبیعی بودند.
سئوال : چرا بعد از مشاجره بزرگی که داشتید باز هم ادامه دادید؟ میخواستید ثابت کنید بدون او مشکلی ندارید؟
جواب : این یکی از دلایل مسلم اش است. راجر میخواست مرگ پینک فلوید را اعلام کند. اما این منصفانه نبود که به دلیل دلزدگی یک نفر، من کارم را تمام شده اعلام کنم؟ ببخشید ولی من نه آنروز و نه حالا چنین دیدگاهی ندارم. منظورم این است که این کار من است. از 23 سالگی تا امروز بخش بزرگی از زندگیم را با آن گذرانده ام.
سئوال : آیا چیزی مثل دوستی در گروه فعلی وجود دارد؟
جواب : وقتی 40 ساله باشی، یک گروه موسیقی چیزی کاملا متفاوت است. به عنوان یک تین ایجر آدم نه خانه دارد نه خانواده نه جایی که به آن تعلق داشته باشد حتا گاهی صحنه ای برای اجرا هم ندارد. این روزها ما بهتر با هم کنار می آییم، مثل شرکای تجاری که مدت طولانی با هم کار کرده اند.
سئوال : تو خودت کلکسیونی از 6 هواپیما داری، میسون اتوموبیل اسپورت جمع میکند و رایت چند قایق تفریحی دارد. اما تو هنوز ادعا میکنی بخشی از تشکیلات نیستی؟
جواب : در واقع ، بخشی از تشکیلات نیستم.
جواب : تو اینجا در یک کلوب خصوصی لندن نشسته ای، کاپوچینو مینوشی و میگویی بخشی از تشکیلات نیستی؟ اینکه تجمل مطلق است!
جواب : دقیقا همینطور است.
مصاحبه کننده : آقای گیلمور،از این مصاحبه متشکرم.
|
در ادامه مطلب قبل ، توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه جلب می کنیم. سئوال : آن اتوموبیل گلف فولکس واگن پینک فلوید هم ایده درخشان خودت بود؟سئوال : خوب او - واترز- به اندازه تو و تشکیلاتت موفق نبوده است. یکی از منتقدان گفته است، تا زمانی که پینک فلوید هر 5 سال یک CD تازه روانه بازار کرده و همراه آن تور زنده در استادیومها اجرا کند، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند در مقابل هجوم مردم برای خرید بلیط ایستادگی کند. جواب : پینک فلوید یک شرکت تجاری عظیم نیست. بیشتر یک تولیدی کوچک است با افراد انگشت شماری که حرفی برای گفتن دارند. ما همه کارها را خودمان انجام میدهیم، از موسیقی تا تصاویر. و وقتی کار به انجام رسید آنرا به یک ناشر میدهیم و می گوییم بفروشش. جواب : ما تبادل نظر کردیم و نظر من استفاده از موتوری بود که بیشترین درصد سازگاری با محیط زیست را دارا باشد. آن هم توسط فولکس واگن ساخته شده بود. جواب : آیا گذشته از 8.5 میلیون پوندی که به عنوان حمایت از برنامه به شما پرداخت شد، یک اتوموبیل هم گرفتی؟ جواب : بله، البته هنوز نرسیده. شاید هم فراموش کرده اند آنرا بفرستند. سئوال : آنرا واقعا میخواهی؟ جواب : راستش نه. این قضیه فولکس واگن خیلی مرا دچار عذاب وجدان کرد. پولش را به خیریه دادم و حالا احساس بهتری دارم. سئوال : موضوعات اصلی پینک فلوید همیشه بیگانگی، دور افتادگی ، انزوا و نفرین پول بوده است.جدا از این مطلب که شهردار ونیز در سال 1989 - به دلیل در خطر قرار دادن بناهای قدیمی در مقابل اثرات مخرب صوتی کنسرت شما- مجبور به استعفا شد، آیا پینک فلوید توانسته جهان را تغییر دهد؟ جواب : خواهش میکنم واقع بین باشید، آنچه موجب صدمه دیدن قصر دوک شد به ما ربطی نداشت. سر و صدای آتش بازی سالیانه ونیز از کنسرت ما خیلی بیشتر است. از تمرین های پینک فلوید سئوال : پس شما هیچ نقشی در سرنگونی شهردار نداشتید. شما ها از آن نسل رویا بافهای نا امید دهه 60 هستید؟ سئوال : اما پینک فلوید لا اقل موجب یک چیز شد، punk! وقتی جانی روتن Johnny Rotten خواننده گروه پانک در سال 1975 کشف شد یک تی شرت پاره پاره پینک فلوید پوشیده بود که جمله من متنفرم را رویش نوشته بود.جواب : بعد از باب دیلان همه ما فکر میکردیم که میتوانیم دنیا را با موسیقی پاپ عوض کنیم و آن را به جایی بهتر تبدیل کنیم. اما نتیجه چندانی عایدمان نشد. انسان طبیعتی بسیار یک دنده دارد. اگر قرار است اتفاقی بیافتد، برای مثال رهایی از تعصبات نژاد پرستانه، لا اقل سه نسل باید بگذرد. جواب : جانی روتن بعدها به من گفت که در واقع بعضی از کارهای ما را می پسندیده است. اما ما هدف خوبی بودیم، در غیر این صورت این آدم یک تیشرت گروه Yes را پاره میکرد و تنفرش را رویش ابراز میکرد. کارش در حقیقت موجب افتخار ما بود. سئوال : همه شما که پینک فلوید را در دهه 60 به وجود آوردید روحیه شورشی داشتید؟ جواب : ما مردانی یاغی بودیم ، تشکیلاتی را که در آن بودیم دوست نداشتیم و بلد نبودیم ساز بنوازیم. سئوال : و تماشاگران این را می پسندیدند؟ جواب : در لندن بله. آنجا مردم آنقدر تا خرخره در مواد مخدر هستند که با هر چیزی کنار می آیند. یک ساعت کامل به زیر سازیهای گیتار گوش میدهند خیلی هم خوششان می آید. سئوال : و خارج از لندن؟ جواب : خارج از لندن مردم به ما بطری پرتاب کردند یا محل را ترک کردند. سئوال : در یک شب خوب چقدر طول میکشد تا همه بروند؟ جواب : در یک شب خوب، 20 دقیقه. سئوال : هیچوقت خودت LSD مصرف کردی؟ جواب : یکی دو بار. ولی به درد نمی خورد. هرچه باشد من جای سید برت را گرفتم، کسی که در اثر استفاده از LSD و مواد مشابه آن به موجودی بی مصرف تبدیل شده است. 20 سال است که ندیدمش. الان در خانه ای در کمبریج زندگی میکند، خرید میرود و لباسهایش را در لباسشویی میشوید ، اما این تمام کاری است که ازش بر می آید. (ادامه دارد ...) |
روز پيش در سايت رسمي ديويد گيلمور خواندم که او به عنوان يکي از بهترين موسيقي نويسها انتخاب
شد وجايزه يک عمر تلاش در عرصه موسيقي و موسيقي نويسي را دريافت کرد. اتفاقا عکس ديويد روي
سن در حالي که جايزه اش را بر دست داشت در آن درج شده بود که مي توانيد مشاهده کنيد.

ديويد گيلمور قراره که در ماه سپتامبر آلبوم جديد خودشو تحت عنوانLive In Gdańsk به همراه دو عدد
دي وي دي تصويري به علاقمندان عرضه کنه .پس با اين اوصاف ني شه به ديويد انگ بازنشستگي و
گوشه نشيني زد!!این اثر قراره با همراهی یک گروه موسیقی ۴۰ نفره عرضه بشه .آقای دیوید گیلمور
ببینیم چه می کنی!!!![]()
